دل نوشته های حمید

بایگانیِ ژوئن, 2010

پرکن پیاله را …

پرکن پیاله را که این آب آتشین دیری است ره به حال خراب من نمی برد!

MEMENTO

خوب تو کجا هستی؟ تو یه خونه! انگار واسه اولین باره که اینجا هستی…اما… انگار یه هفته هست که اینجایی… یا یک ماه … شاید هم سه ماه… گفتنش سخته … من نمی دونم… این یه اتاق نا آشناس… انگار همین الان یه فیلمو دیدم… چی دیدیم خدای من؟! روی دستم با خودکار نوشتم «Memento [...]

دوست اش می دارم

دوست اش می دارم چرا که می شناسم اش به دوستی و یگانگی … اندوه اش غروبی دلگیر است در غربت و تنهایی… همچنان که شادی اش طلوع همه آفتاب هاست…

ابر برچسب

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.