الهی
الهی در شب فقرم بسوزان ولی محتاج نامردان نگردان عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روی محتاجم نگردان …
الهی در شب فقرم بسوزان ولی محتاج نامردان نگردان عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روی محتاجم نگردان …
خدایا … خدایا… آه ای خدایم صدایت می زنم بشنو صدایم شکنجه گاه این دنیاست جایم به جرم زندگی این شد سزایم مرا بگذار با این ماجرایم نمی پرسم چرا این شد سزایم نمی پرسم …